سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

مروارید چهارم و ...

جیگر مامانی امروز ظهر دیدم اون یکی دندون بالاییت هم جوونه زده. مبارکه... دقیقا توی 10 ماه و 26 روزگیت اما ظهر واست ملافه پهن کردم روی زمین تا واسه خودت بازی کنی، منم کنارت بودم. یکهو اومدی محکم خودتو بندازی روی زمین و صورتت خورد به زمین و .... گریه کردی. نگاه کردم دیدم تو دهنت خون هستش.... داغون شدم. نمیدونستم چکار کنم. اول بغلت کردم بعد یکم با آب دهنتو شستم و بعد آروم شدی. همین دندون جدیدت ضربه خورده بود و الان لثه بالای دندونت یه لکه ی قرمز داره. همش نگرانشم... انشالله که بزودی خوب بشه. تو رو به خدا سپردم خب.... از کارهایی که این روزها میکنی بگم: اول اینکه عاشق کتاب هستی و هی میری نزدیک کتابخونت و اشاره میکنی ت...
4 مرداد 1394

دهمین ماهگرد تو

جیگردلم ده ماهگیت مبارک یکم با تاخیر دارم اپ میکنم وبلاگتو... ببخشید ده ماه از زمینی شدنت میگذره و من روزبه روز عاشق ترت میشم. الان 9کیلو و 350 گرم وزن داری. قدت 70 سانته و دور سرت 44.5 هستش. ماشالله واسه خودت مردی شدی. دوتا دندون پایین و درآوردی و حسابی با همین دوتا مامانی رو گاز میگیری و بعدش کلی هم ذوق میکنی. کلمات بابا، ماما، به به، نه، دد رو خوب میگی. وقتی میگیم محمدپارسا بای بای کن خیلی قشنگ بای بای میکنی. از میوه های تابستونی گیلاس، زردآلو، هلو و سیب گلاب و خیلی دوست داری.         10 ماهگیت مبارک باشه عزیزدلم خدایاشکرت... ...
13 تير 1394

نه ماهگیت مبارک

سلام سلام نفس مامان الان که دارم وبلاگتو اپ میکنم ساعت 6:30 صبحه و شما خوابی. دیشب تا ساعت 2 داشتی واسه خودت بازی میکردی و نمی خواستی که بخوابی جیگرم روزبه روز شیرین تر و خوردنی تر میشی. مهارت های جدیدی یاد گرفتی. هروقت بهت بگیم محمدپارسا دست دستی توهم دست میزنی و کلی ذوق میکنی. هروقت هم که بای بای کنیم واست توهم بای بای میکنی این چندروزه به وضوح میگی ماما و منم کلی ذوق میکنم   یعنی دقیقا تو روز تولد بابایی یاد گرفتی که بگی ماما ( 8 ماه و 27 روزت بود ) الان این کلماتو میتونی بگی : دد، بابا، به به، ماما یکم خرداد ماه بود که اولین قدمها رو به تنهایی برداشتی و من چقدر خوشحال شدم و خداروشکر کردم و ازت فی...
18 خرداد 1394

هشت ماهگیت مبارک...

وروجکم سلام دیروز هشت ماهت تموم شد جیگر مامانی بابایی هم یه کیک و یه شمع 8 خرید که خونه بابابزرگ اینا دورهمی خوردیمش ماشالله روز به روز به شیرین کاری هات اضافه میشه... الان سه کلمه ی " بابا"، "دد" و "به به" رو به خوبی میگی دست زدن رو یاد گرفتی و مدام دست میزنی و ذوق میکنی بدون کمک چند قدم راه میری و بعدش میفتی از شش ماهگی تو اتاق خودت به تنهایی می خوابی مغز پسته و بادام خیلی دوست داری و می خوری و میگی "به به" بازی حلقه ی هوش و دوست داری و خودت حلقه هاشو درمیاری و میذاری صبح ها که از خواب بیدار میشی با دیدن بالن های تو اتاقت کلی ذوق میکنی و وقتی بهشون دست میزنی یه ع...
10 ارديبهشت 1394

هفت ماهگی

سلام عیدت مبارک عزیزم ببخشید که دیر دارم تبریک میگم. این چندوقته بشدت مشغول تمیزکردن خونه، مهمونداری و مهمونی رفتن بودم الان هم شما خوابیدی و من از فرصت استفاده کردم که بیام اینجا امسال اولین سالی بود که کنار سفره هفت سین تو بغلم نشسته بودی و چه حس خوبی بود تحویل سال در کنار تو. از خدا میخوام که همیشه سالم و تندرست باشی و دلمو شاد کنی خاله فاطمه اینا از اصفهان اومده بودن و تو هم با پسرخاله هات سرگرم بودی. هروقت ازت غفلت میکردیم چهاردست و پا میرفتی سمت امیرمهدی و موهاشو می کشیدی اما با محمدمهدی جور بودی واسش می خندیدی. توی شش ماه و نیمگی چهاردست و پا رفتی و همون موقع بود که دیدیم به کمک مبل واسه خودت...
16 فروردين 1394